مرضيه محمدزاده
45
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
اخلاص كامل او به اهل بيت و امام حسين ( ع ) دانستهاند . « 1 » آوردهاند كه زينب ( س ) پس از ورود به مدينه به ديدار او رفت و شهادت فرزندان او را به وى تعزيت گفت و اين از منزلت بلند وى حكايت دارد . از آن پس ام البنين هر روز با نوهاش عبيد اللّه ( فرزند عباس ( ع ) ) به گورستان بقيع مىرفت و در آنجا اشعارى كه خود سروده بود ، مىخواند و دردمندانه مىناليد و مىگريست . مردمان بر او گرد مىآمدند و با او در گريستن همنوا مىشدند . حتّى گفتهاند : مروان بن حكم نيز مىآمد و در آنجا مىگريست . او را اديب و شاعرى فصيح و اهل فضل و دانش دانستهاند . سال وفات او دانسته نيست چنان كه از تاريخ تولد او نيز اطلاعى نداريم . - * - 1 - لا تدعوّنى و يك أم البنين * تذكّرينى بليوث العرين 2 - كانت بنون لى أدعى بهم * و اليوم اصبحت و لا من بنين 3 - أربعة مثل نسور الربى * قد و اصلوا الموت بقطع الوتين « 2 » 4 - يا من رأى العبّاس كرّ * على جماهير النقد 5 - و و راه من أبناء حيدر * كلّ ليث ذى لبد 1 - ديگر مرا به كنيهى ام البنين ( مادر پسران ) مگوئيد كه مرا به روزگار ديگر پسرى نيست . 2 - روزى فرزندانى داشتم كه مرا به نام آنان مىخواندند ولى امروز ديگر پسرى ندارم . 3 - چهار فرزند چون شاهبازهاى شكارى داشتم كه مرگ آنان فرا رسيد و رگهاى گردنشان را بريدند . 4 - چه كسى عباس را ديد كه به گروه پست حمله مىكرد . 5 - در آن هنگام كه فرزندان حيدر در كارزار چون شيران در پشت سر وى بودند . 6 - أنبئت أنّ ابنى أصيب * برأسه مقطوع يد 7 - ويلي على شبلي أما * ل برأسه ضرب العمد 8 - لو كان سيفك في يد * يك لما دنا منه أحد 9 - تنازع الخرصان اشلإهم * فكلّهم أمسى صريعا طعين 10 - يا ليت شعرى أكما أخبروا * بأنّ عباسا قطيع الوتين « 3 » 6 - شنيدم در هنگامىكه دستش قطع شده بود ، فرقش مورد اصابت قرار گرفته است . 7 - واى بر من ، آيا بر فرق شير شجاع من عمود فرود آمد و سر او را كج كرد ؟ 8 - ( پسرم ) اگر شمشير در دستت بود ، احدى جرأت نداشت به تو نزديك شود . 9 - آرى همگان از طعن نيزه مجروح و بر زمين افتادند .
--> ( 1 ) - محمّد و امّ على ؛ ص 496 و 497 . ( 2 ) - ادب الطف ؛ ج 1 ، ص 71 . ( 3 ) - همانجا .